بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .
آه ! که نميداني ... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند ... و شگفتا که زيستن با نيمي از روح تن را مي فرسايد ...
بگذار بدرقه کنم واپسين لبخندت را و آخرين نگاه فريبنده ات را .
مسافر من ! آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش . با من سخني بگو . مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ...
جدايي را لحظه لحظه به من بياموز... آرام تر بگذر ...
وداع طوفان مي آفريند... اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؟! باران هنگام طوفان را که مي بيني ! آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ...
من چه کنم ؟ تو پرواز مي کني و من پايم به زمين بسته است ...
اي پرنده ! دست خدا به همراهت ...
اما نمي داني ... نمي داني که بي تو به جاي خون اشک در رگهايم جاريست ...
از خود تهي شده ام ... نمي دانم تا باز گردي مرا خواهي ديد ؟؟؟
www.hamishebaran.blogfa.com
دو خط موازي زاييده شدند . پسركي در كلاس درس آنها را روي كاغذ كشيد . آن وقت دو خط موازي چشمشان به هم افتاد و در همان يك نگاه ، قلبشان تپيد و مهر يكديگر را در سينه جاي دادند .
خط اولي گفت : ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم .
و خط دومي از هيجان لرزيد .
خط اولي گفت : و خانه اي داشته باشيم در يك صفحه ي دنج كاغذ .
من روزها كار مي كنم . مي توانم بروم خط كنار يك جاده ي دورافتاده و متروك شوم ، يا خط كنار يك نردبان .
خط دومي گفت : من هم مي توانم خط كنار يك گلدان چهارگوش گل سرخ شوم ، يا خط يك نيمكت خالي در يك پارك كوچك و خلوت .
خط اولي گفت : چه شغل شاعرانه اي و حتما زندگي خوشي خواهيم داشت .
در همين لحظه معلم فرياد زد : دو خط موازي به هم نمي رسند و بچه ها تكرار كردند : دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند .
دو خط موازي لرزيدند . به همديگر نگاه كردند . و خط دومي زد زير گريه .
خط اول گفت : نه اين امكان ندارد ! حتما يك راهي پيدا مي شود.
خط دومي گفت : شنيدي كه چه گفتند ؟ هيچ راهي وجود ندارد . ما هيچ وقت به هم نمي رسيم و دوباره زد زير گريه .
خط اولي گفت : نبايد نا اميد شد . ما از اين صفحه ي كاغذ خارج مي شويم و دنيا را زير پا مي گذاريم . بالاخره كسي پيدا مي شود كه مشكل ما را حل كند .
خط دومي آرام گرفت و اندوهناك از صفحه ي كاغذ بيرون خزيد .
از زير در كلاس گذشتند و وارد حياط شدند و از آن لحظه به بعد سفرهاي دو خط موازي شروع شد . آنها از دشت گذشتند ... ، از صحراهاي سوزان ... ، از كوههاي بلند ... ، از دره هاي عميق ... ، از دريا ها ... ، از شهرهاي شلوغ ... ....
سالها گذشت.......
ادامه مطلب
|
عنوان |
سال |
عنوان |
سال |
|
قهرمان باشگاه های دسته اول تهران |
1367 |
نایب قهرمانی جام حذفی ایران |
1347 |
|
قهرمان باشگاه های دسته اول تهران |
1368 |
مقام دوازدهم باشگاه های تهران |
1348 |
|
نایب قهرمان اولین دوره لیگ آزادگان |
1368 |
قهرمانی مسابقات مقدماتی جام منطقه ای |
1350 |
|
قهرمانی در فوتبال دسته اول تهران |
1369 |
نایب قهرمان باشگاه های تهران |
1350 |
|
قهرمان اولین دوره جام در جام آسیا |
1369-70 |
مقام سوم لیگ منطقه ای ایران |
1350 |
|
نایب قهرمانی در فوتبال دسته اول تهران |
1370 |
نایب قهرمان جام باشگاه های تهران |
1350 |
|
قهرمانی جام حذفی ایران |
1370 |
قهرمان اولین دوره لیگ تخت جمشید |
1352 |
|
مقام سوم در لیگ ازادگان |
1370 |
نایب قهرمان دومین دوره لیگ تخت جمشید |
1353 |
|
قهرمان جام حذفی کشور |
1370-71 |
قهرمان سومین دوره لیگ تخت جمشید |
1354 |
|
نایب قهرمان لیگ ازادگان |
1371 |
نایب قهرمان چهارمین دوره لیگ تخت جمشید |
1355 |
|
قهرمان سوپرجام تهران |
1371 |
نایب قهرمان پنجمین دوره لیگ تخت جمشید |
1356 |
|
نایب قهرمان سومین دوره جام در جام آسیا |
1371 |
نایب قهرمان ششمین دوره لیگ تخت جمشید |
1357 |
|
نایب قهرمان لیگ کشور |
1372 |
قهرمان جام شهید اسپندی |
1358 |
|
مقام چهارم لیگ آزادگان |
1373 |
قهرمانی در دسته اول تهران |
1360 |
|
قهرمان لیگ ازادگان |
1374 |
نایب قهرمان جام حذفی تهران |
1360 |
|
مقام چهارم جام باشگاه های آسیا |
1374 |
قهرمان جام وحدت |
1360 |
|
قهرمانی لیگ کشور |
1375 |
قهرمان جام حذفی تهران |
1361 |
|
مقام سوم جام باشگاه های آسیا |
1375 |
قهرمان جام باشگاه های تهران |
1361 |
|
قهرمان لیگ آزادگان کشور |
1377 |
نایب قهرمان جام باشگاه های دسته اول تهران |
1362 |
|
قهرمانی جام حذفی کشور |
1377 |
قهرمان فوتبال باشگاه های دسته اول تهران |
1365 |
|
مقام سوم جام باشگاه های آسیا |
1378 |
قهرمان فوتبال باشگاه های دسته اول تهران |
1366 |
|
قهرمان لیگ آزادگان کشور |
1378 |
قهرمان جام حذفی تهران |
1366 |
|
نایب قهرمان لیگ آزادگان کشور |
1379 |
قهرمان جام حذفی ایران |
1366 |
|
قهرمان اولین دوره لیگ برتر ایران |
1381 |
مقام سوم جام باشگاه های آسیا |
1380 |
تیم فوتبال پرسپولیس ((پیروزی)) پر افتخار ترین تیم در ایران است.این تیم با کسب هشت عنوان قهرمانی در لیگ سراسری ایران و چهار دوره قهرمانی در جام حذفی وچند قهرمانی در باشگاه های دسته اول تهران , از نظر افتخارات با اختلاف زیادی بالای سر تیم های دیگر قرار دارد. نکته بسیار جالب در مورد این تیم محبوب اینه که این تیم پر طرفدار قهرمان اولین دوره لیگ تخت جمشید , قهرمان اولین لیگ ایران بعد از انقلاب , قهرمان اولین دوره جام حذفی ایران , قهرمان اولین دوره جام در جام آسیاوقهرمان اولین دوره لیگ برتر ایران در سالهای گذشته می باشد.در ویترین افتخارات پرسپولیس فقط جای جام قهرمانی آسیا خالیست که انشا الله در سالهای آتی به این عنوان هم نائل خواهد ماند .
از دوست خوبم که این مطلب رو بهم داد خیلی ممنونم.مرسی عزیزم![]()
بوسه ي باد خزوني با هزار نامهربوني
توي گوش برگ تنها ميگه طعمه ي خزوني
برگ سبز و تر و تازه رنگ سبزشو ميبازه
پاي بوسه هاي باد و وحشت روز هاي تازه
مي كنه دل از درخت و ميشه آواره ي كوچه
كوچه اي كه يادگاره روزهاي سرد و پوچه
ميشينه گوشه ي كوچه چشم آسمون ميدوزه
ميكنه ياد گذشته دلش از غصه مي سوزه
ياد باد ياد گذشته شاد باد
اين دل زرد و تهي در حسرت ديدار باد
ياد روزهايي كه كوچه زير سايه ي تنم بود
مهربون درخت عاشق مست عطر نفسم بود
سهم من از بوسه ي باد چي بگم اي داد بيداد
همه زردي و تباهي مردن و رفتن از ياد
اين شعر رو تقديم ميكنم به دوستاي عزيزي كه عاشق قميشين!
آقا جواد تولدت مبارک ان شا ا... که ۱۰۰ ساله بشی و توی هر تیمی که بازی کنی موفق بشی!



